کجا می تونم از دنیا و تعهدات و گذشته و ترسیم آینده و نگرانی ها و ... دور باشم؟ جایی که غیر از منطقه ی فرار باشه! جایی که همیشه فراغت باشه و البته بوی زندگی بده! چه طور می تونم اینو بگم که این ایده آلی نیست و در واقعیت می تونه اتفاق بیفته؟ مرگ؟ از این دنیا رفتن؟ نه اینجا می خوام بشه! می شه؟ می شه! خدایا! تو بخوای می شه! این "نه می ترسند و نه غمگین می شوند" رو می خوام خدایا! برای همیشه!
+ نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 2:55 توسط سعید |
| ||||||