اول تبریک برا میلاد مسیح که شمایل زیبایی و مهر و محبته. و بعد یادی کنم از شب یلدای امسال که کلی فال گرفتیم و کلی خوندیم. من ۴ تا فال داشتم با این مطلع ها ـ یعنی ۴ نفر جدا جدا برام فال گرفتن و اس ام اس کردن ـ : فالی که حسین تو خونه زد برام این بود : "من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم" سحر برام فال زد : " لبش می بوسم و در می کشم می / به آب زندگانی برده ام پی" ( این آب حیات، خودشه ها! ) نسیم برام فال زد : " از وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع" تارا برام فال زد : "کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت / من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت" و بعد اینکه محرم امسال هم رسید. کاش ما کور نبودیم و می تونستیم بگیم چیزی نمی بینیم جز زیبایی. ولی چه کنیم ؟ اونا که باور به محرم دارن تا این روزا می رسه گریه و زاری یادشون می آدو حتی گریه گردن الکی و ادای گریه رو درآوردن رو هم مستحب می دونن. نمی دونم چه طوری با این آداب می شه از یک دین محافظت کرد. اونم دینی که مدعی کاملترین دینه. در هر صورت، محرم ماه شادی ملائکه ست. ما که به حساب نمی آیم. ولی حداقل مزاحم شادی ملائک نشیم. البته به حال خودمون می تونیم گریه کنیم وزار بزنیم که نمی تونیم زیبایی عاشورا و محرم رو ببینیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 17:44 توسط سعید |
| ||||||