اولاْ باید از همه ی دوستا و عزیزا تشکر کنم زیاد!!!!!! به خاطر تبریکای تولد! مرسی که یادتون بود یا به اشاره ی گوشه ی وب توجه کردین و تبریک گفتین! خب آدم شاد می شه دیگران به آدم تبریک می گن! مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بعد باید بگم، این هفته جمعه ۲۲ آذر ۸۷ تو کافه تمدن یه اجرای کوچیک داریم. نمایشنامه ی"کافه پولشری" ساعت ۵ عصر. امیدوارم بتونیم اجرای خوبی داشته باشیم و بتونیم شمارو هم ببینیم. قراره تینا یونس تبار بازی کنه نقش خانم پولشری رو. پ.ن : نمایشنامه ی کافه پولشری نوشته ی الن وتز با ترجمه ی اصغر نوری. کافه تمدن واقع در پایین چهارراه ولیعصر. کوچه سرمد.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 19:23 توسط سعید |
می خواهم از اوضاع جهان باخبرت کنم _تو که در آسمانی _ اینجا کمی هوا آلوده است هر روز اخبار این را گوشزد می کند هنوز پنجره را باز می کنیم ولی منظره ای دیگر نیست پشت اش اینجا همه چیز به دست نمی آید حتی تو ما هنوز اشتیاق داشتیم برای هیچ اما امروز آن هیچ هم نیست آن اشتیاق هم که تو بودی از ما دریغ شد می دانستی ؟ اینجا همه چیز ما شدیم و ما دریغ شد توسط ما اینها را هر روز مخابره می کنند اما اینجا کسی فرصت ندارد آخر همه در حال مخابره کردن اند اینجا درخت ممنوعه ای دیگر نیست خیالت راحت همه بریده شده اند ممنوعه ای نیست همه آزادند جز ما که مهم نیست ... گفتم باخبرت کنم تو که آنجایی اینجایی هم هست اینجا دیگر اینجاست آنجا نیست ! ۲ / آذر / ۱۳۸۷
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 4:2 توسط سعید |
| ||||||