( پ . ن : این عزیز یا این دو عزیز ( ؟ و /// ) در کامنت ها به دوستان من بی ادبی می کنن . من از همه معذرت می خوام . به من فحش بدین سانسور نمی کنم اگر تو فحشتون به کس دیگه ای توهین نکنین ولی به دیگران بی ادبی نکنین لطفاْ . چون مجبور به سانسور می شم !! )
من که ادعایی نکردم، ادعاها مال این آقای پرسای عزیزه که تمام چیزهایی که می نویسه و می گه پر از حس تظاهره، من می گم این جناب هنوز بعضی چیزها رو با خودش حل نکرده ولی می آد اینجا به راحتی بیانشون می کنه و منتظر تایید شماها که دوستاش باشین می شه، شما هم که همه به به و چه چه و قربون صدقه...
من نه می گم کسی خوبه نه می گم بده... فقط حرفم رو می زنم...
یه نگاه به جواب جناب پرسا به کامنت های بالا بنداز...
نویسنده :خودم
مرسی و شاد باشین و باشیم !! (خودت می فهمی چی می گی؟)
نویسنده : خودم
نویسنده : خودم
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 19:10 توسط سعید |
می شود خدا یا پیامبر یا هر کس دیگری را به عنوان نویسنده و مولف و نازل کننده در خوانش قرآن دخیل ندانست ؟ یعنی فقط به متن رجوع کرد و آنچه می شود از آن دریافت کرد را برداشت و باقی را به زمان حواله کرد تا برایمان قابل دریافت شود یا نشود ؟ این می شود که ما می خوانیم و نمی دانیم این نوشته را چه کسی نوشته و فقط به کلمات و جملات توجه می کنیم و بنابر حدس و گمانی که درباره ی زمان نوشته شدن این متن می کنیم زمانه ی کتاب را درنظر می گیریم و هرآنچه به زندگی ما مربوط و به احوالات ما درخور است را جدا می کنیم . می شود ؟ پ . ن : راستی ! خدمت دوستان عزیز عرض شود که بنده کافه تمدن رو تحویل دادم و دیگه ربطی به اون کافه ندارم !!
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 9:27 توسط سعید |
بر کاغذ
تا کم شود امروز از سیگار کشیدنم اینجاکه نشسته ام فقط دارم از میزها هم عصبی می شوم ، ببین ! تو که آن بالا نشسته ای راه می روم ، تند و کندتر ولی با تو هیچ مشکلی ندارم ، عزیزم ! جز زیرسیگاری را پر و خالی یا خالی تر وقتی دستی بر قلم برده باشم امروز بریده باشم !
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 3:19 توسط سعید |
| ||||||