تبليغاتX
بُهت

بُهت

منتظرم...

پس از تو

 

در پستو ...

همیشه در پستو بودیم

اتفاقاتی می افتاد

در پستو !

 

۲۶/۱۱/۱۳۸۶

کافه تمدن

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 16:23 توسط سعید |


حوصله ی نگهداشتن پلک و گردنم را ندارم و دوست دارند که بیفتند . صدای " ساز نو آواز نو " را از پخش صوت می شنوم . این لحظه به خدا باور دارم . همه ی زندگی ام را به او سپرده ام . نوشته ام را خط می زنم و تصحیح می کنم . مثلاً در جمله ی قبل به جای " زندگی ام " نوشته بودم " کارهایم " که خطش زدم . اما می دانم که باید با عقلم زندگی کنم و با جانم .ـ هذا دین القیم ـ . می خواهم کمال بهره مندی را نسبت به جهان داشته باشم و معتقدم هر چه مقابل این بهره مندی و لذت را بگیرد دور از من است . قلم و حروف کشیده می شوند و خطم از حالت طبیعی خارج شده و این را می فهمم . اس ام اس می آید ٬ می خوانم و جواب نمی دهم . این را می فهمم . به فلسفه علاقه دارم ولی از لفاظی فلسفی حالم به هم می خورد . به اندیشیدن نیاز دارم و به نوشتن محتاجم . شاید نوشتن مرا می طلبد که همیشه با من است و ... سه نقطه می گذارم چون می دانم که دارد کش می آید . می دانم که حالا نباید کیک شکلاتی که جلویم روی میز است را بخورم . نیازی به آن ندارم ولی سیگار ؟ چرا ! نخی می کشم !

من تئاتری ام . پس به نوشته ام که در حال تمرین اش هستیم فکر می کنم . می دانم هیچ ربطی به این وبلاگ ندارد پس بیخیال می شوم و ادامه نمی دهم . اصلاً فکر را ادامه نمی دهم و سمت دیگری می روم . می خواهم به خودم و خدایم فکر کنم که چقدر یادش به من امنیت می دهد ولی هیچ جلوی درگیری ام با زندگی و آدمها و شرایط را نمی گیرد و می گذارد بازی کنم و قل بخورم و بالا و پایین بیایم و به همه چیز٬ واقعی نگاه کنم نه آنکه تصوراتم را هوار تصویرها کنم و لوچ تصوراتم شوم . آرمانها و اهداف احمقانه برای وقایع آکنون متصور نشوم و با امکاناتم شرایط رفتن به پیش را تجربه کنم و ... زندگی کنم ! اس ام اس جدیدی می آید . جوک خنده داری بود و کمی خندیدم . می فهمم که قدر جوک را دانسته ام و اندازه اش خندیده ام و می دانم که جوک را نباید در این پست بیاورم . چون سانسور لطفش را می اندازد . می خواهم بی سانسور باشم ولی نمی خواهم شروعش در این وبلاگ با این لطیفه ی اس ام اسی باشد و هم نمی خواهم در مستی نوشت بنویسمش که بعداً بگویند یارو مست بوده یه چرندی نوشته !

بر می گردم به مغازله ام با خدایم که همه ی امنیتم اوست .

خدایا ! تویی همه چیزم . دقیقاً که فکر می کنم می بینم چیزی ندارم جز تو . تویی که می توانی به من امنیت دهی و هیچ چیزی در این عالم امن و آرام من نیست .

خدایا ! مرا به من نسپار !

--------------------------------------------------------------------------------------------  

پ.ن : در همین حالت ٬ نوشته را تصحیح می کنم و آماده ی ارسال به وبلاگ .  

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 19:28 توسط سعید |


بعد از نمایش " ملاقات با بانوی سالخورده " سیگار پشت سیگار کشیدن برای وارد شدن به دنیای دور و بر است یا در خود ماندن و همینطور در خلسه ی نمایش و بازی ماندن ؟

بازیگر وقتی نقشی را بازی می کند نباید نقشش را قضاوت کند . در حین پرورش و بازی نقش باید از آن دفاع کند .

این چیزیه که منو مبهوت می کنه ! پیام دهکردی چه طور ازین کاراکتر محبوب دفاع می کنه ؟ آخه تراژدی هایی هم هست که کاراکتر اصلی منفوره ولی از مرگ اون متاثر می شیم ولی می دونیم که منفوره ... اینجا ما متاثر می شیم از آلفرد ـ پیام دهکردی ـ و هم اون محبوبه برامون ولی اصلاً نمی تونم بفهمم بنابر چه تغییری در نظام اخلاقیمون اون از این نقش دفاع می کنه و ما هم همراه با نقش هستیم و همصدا با اون می شیم ؟!!

پست قبلی ... بارون ... فاضلاب ... نظام های اخلاقی ... !

قراره با پیام صحبت کنم و خب حتماً نتیجه ی صحبت قابل چاپ تو نشریات نخواهد بود و باید اینجا باهم بخونیمش ... امیدوارم پیام بدون سانسور دفاعیه شو بگه !

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 18:54 توسط سعید |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

تولد اولم باید اوایل اسفند 1359 بوده باشه، تو رحم مادرم
تولد دومم باید 11 آذر 1360 بوده باشه، تو این دنیا
تولدهاي ديگه اي داشتم ولي نه به وضوح اين دوتا


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386



پیوندها

AVAK theatr group
محمد بیروت
حسین حقیقیان
محمد منتظری
محسن دربدريها
زینب بیراهه
مهدی آرام نژاد
مهدی روشن ضمیر
کامبیر میرزایی
بردیا بیژنی فر
حسین شیردل
معصومه ضیایی
سمیه شجاعی
رضا شیشه گران
آرش سلطان زاده
یاسمین
احسان هبیج
امیر اقتنائی
حسن شیردل
تجربه های اخیر ( تئاتر )
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


FreeCod Fall Hafez

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان

خدمات وبلاگ نویسان جوان